دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
357
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
بهترين آنها از آن ملاعلى زنوزى و حاجى ملاهادى سبزوارى است . اسفار و شروح آن بسان رودخانه عظيمى است كه انهار گوناگون از آن منشعب مىشود . به همين دليل و با همين روال بر حيات فكرى ايران گسترده شده است ؛ بعضى از شعب مدارس بعدى فلسفه و حكمت به توسعه و ترقى آن كمك بايستهاى كرده است . آثار ملاصدرا كه همه جز رساله سه اصل و چند نامه و اشعار كه به زبان فارسى است همه به زبان عربى است و با سبكى نسبتا سيال نوشته شده كه دسترسى به مفاهيم آن بر همگان مقدور است . به علاوه در اين آثار آميزهاى از تحليل منطقى ، تموج عرفانى و اشاره به منابع مذهبى مخصوصا قرآن و حديث موجود است كه از خصايص اصلى همه آثار و نوشتههاى صدر الدين است . او در عمر خويش و نيز آثارش كه محصول عمرش هستند ، به آميزهاى از سه وجه دستيافته كه به روى هر انسانى كه به حقيقت روى مىآورد گشوده مىشود : وحى يا شرع ، اشراق ، ذوق و استدلال عقل در مفهوم محدود آن . آثار او اين آميزه و تلفيق را بازتاب مىدهد . يكى از مباحث دقيق جدلى و منطقى كه نوع بيان ملاصدرا در اين حيطه بىهمتا و بىنظير است و مخصوصا در شبهقاره هند به اين خصوصيت اشتهار دارد ، نوعى بيان عرفانى است كه از راه اشراقى كه خود با عبارت « تحقيق عرشى » بدان اشاره دارد ، به اين بيان دستيافته است . در اين شيوه مباحث برهانى به كمك نقلقولهايى از قرآن ، تفاسير قرآنى و حديث انجام مىگيرد و با روش تأويل به مفاهيم عرفانى آنها دست مىيابد . در اينجا چيزى جز حقيقت درونى و معنوى كه جلوه آن در متن و حيانى و نفس و مغز انسانى و در كيهان و يا به تعبير قرآنى در « آفاق » مشهود است ، حاصل نمىشود . هدف ملاصدرا از رسيدن به اين سنتز عودت انسان به اين تنها حقيقت روحانى از حالات مختلف درك و دانش بود كه به روى او چه از راه متون و حيانى و چه استدلال و تحليل جهان ظاهرى و يا اشراق درونى ( كه آفاق درونى دو حالت مذكور علم را به روى او مىگشايد و ضمنا بدان عينيت مىبخشد و تنظيم مىنمايد ) گشوده مىشود . سنتز ملاصدرا و اعقاب فكرى او بر پايه تركيب چهار مكتب عمده انديشه و تفكر اسلامى گذشته حاصل آمد : يعنى كلام ، فلسفه مشايى ، حكمت اشراق و عرفان . در انديشههاى ملاصدرا مىتوان عناصرى از انديشههاى غزالى ، ابن سينا ، سهروردى و مخصوصا ابن عربى پيدا كرد . افزون براين ، تشيع مخصوصا جنبه عرفانى آن زمينهاى براى سنتز كلى او شده است . نهج البلاغه امام على ( ع ) و روايات ائمه شيعه همواره منبع الهامى براى ملاصدرا و منبع مهمى براى نظريات او بوده است . البته اين سنتز را نمىتوانست بدون مراجعه به آثار متفكران و فيلسوفان دو سده پيش حاصل كند . امّا آثار آنها هم در نظريات صدر الدين مفهوم و پختگى نهايى خود را بدست آوردهاند .